بديع الزمان فروزانفر

3

زندگانى مولانا ( فارسى )

فصل اول - آغاز عمر اسم و القاب نام او باتفاق تذكره‌نويسان « 1 » محمد و لقب او جلال الدين است و همه مورخان او را بدين نام و لقب شناخته‌اند و او را جز جلال الدين بلقب خداوندگار نيز مىخوانده‌اند « 2 » « و خطاب لفظ خداوندگار گفتهء بهاء ولد است » و در بعضى از شروح « 3 » مثنوى هم از وى بمولانا خداوندگار تعبير مىشود و احمد افلاكى در روايتى از بهاء ولد نقل مىكند « كه خداوندگار من از نسل بزرگ است » و اطلاق خداوندگار با عقيده الوهيت بشر كه اين دسته از صوفيه معتقدند و سلطنت و حكومت ظاهرى و باطنى اقطاب نسبت به مريدان خود در اعتقاد همهء صوفيان تناسب تمام دارد چنان كه نظر به همين عقيده بعضى اقطاب ( بعد از عهد مغل ) به آخر و اول اسم خود لفظ شاه « 4 » اضافه كرده‌اند .

--> ( 1 ) - رجوع شود به تذكرهء دولتشاه طبع ليدن ( صفحهء 192 ) و نفحات الانس جامى و تذكرهء هفت اقليم و آتشكده در ذكر رجال بلخ و مجالس المؤمنين طبع ايران ( صفحهء 290 ) و روضات الجنات طبع ايران جلد چهارم ( صفحهء 198 ) و تذكرهء رياض العارفين طبع ايران ( صفحهء 57 ) و از كتب تواريخ بتاريخ گزيده چاپ عكسى ( صفحهء 791 ) و الجواهر المضيئه فى طبقات الحنفية طبع حيدرآباد جلد دوم ( صفحهء 198 ) و تذكرهء رياض العارفين طبع ايران ( صفحهء 57 ) و از كتب تواريخ بتاريخ گزيده چاپ عكسى ( صفحهء 791 ) و الجواهر المضيئه فى طبقات الحنفية طبع حيدرآباد جلد دوم ( صفحهء 123 ) و نيز برحله ابن بطوطه طبع مصر جلد اول ( صفحهء 187 ) و كشف الظنون طبع اسلامبول جلد دوم ( صفحهء 376 ) . ( 2 ) - اين عبارت از مناقب شمس الدين احمد افلاكى نقل شده و در اين تأليف هرجا عبارتى بين الهلالين مذكور افتد هرگاه نام اصل منقول عنه برده نشود از همين كتاب خواهد بود . ( 3 ) - مقصود كتاب المنهج القوى لطلاب المثنوى تأليف يوسف بن احمد مولوى مىباشد كه دفاتر ششگانه مثنوى را به عربى شرح كرده و بسيارى از حقائق تصوف را بمناسبت در ذيل ابيات مثنوى آورده و آن شرحى لطيف و مستوفى است كه در فواصل سنهء 1222 - 1230 تأليف شده و به سال ( 1289 ) در شش مجلد در مصر بطبع رسيده است . ( 4 ) - مانند شاه نعمت اللّه و شاه داعى يا نورعلىشاه و كوثر على شاه و كلمهء شاه بعد از قرن هفتم جانشين كلمهء شيخ در عهدهاى نخستين شده و ظاهرا اولين‌بار كلمهء شاه در اول نام شاه نعمت اللّه ولىّ سرسلسله درويشان نعمت‌اللهيه به كار رفته باشد .